پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۸۹

سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار

به تشنگان برسان آب را روان زنهار

ز آستانه دل جوی آنچه می جویی

مبر نیاز به هر خاک آستان زنهار

نشست و خاست درین بوستان چوشبنم کن

مشو به خاطر نازکدلان گران زنهار

به پاره دل ولخت جگر قناعت کن

مریز آب رخ خود برای نان زنهار

مباد خواب گرانت کند بیابان مرگ

مده زدست سر راه کاروان زنهار

به عیب خویش به پردازتاشوی بی عیب

مباش آینه عیب دیگران زنهار

نمی توانی اگر تن به بی نیازی داد

مگیر هیچ به جز عبرت از جهان زنهار

نظر به عاقبت حرف کن دهن بگشا

نشان ندیده منه تیر در کمان زنهار

اگر چه صدق به خون شست صبح را رخسار

میار جز سخن راست بر زبان زنهار

اگر به ساحل مقصد رسیدنت هوس است

چو موج باش درین بحر خوش عنان زنهار

جهان رباط خراب وجهانیان سفری

مخواه خاطر جمع از مسافران زنهار

کجی وراستی آ ب روشن است ازجوی

مبند کجروی خود به آسمان زنهار

تراکه هست پریزاد معنوی صائب

مبین به صورت بی معنی بتان زنهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹۱ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹۲ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹۳اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹۴صفای یار به دیدن نمی شود آخر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۵بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۶ترا به هرگذری هست بیقراردگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹۷ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹۸ربوده است مراذوق جستجوی دگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.