پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۸۷

دل رمیده به امید این جهان مگذار

به شاخ بی ثمر بیدآشیان مگذار

بهشت ،تشنه دیدارخودحسابان است

حساب خود زکسالت به دیگران مگذار

ترابه چاه خطاسرنگون نیندازد

دلیرتوسن گفتارراعنان مگذار

اگر به دست ولب خویش دوستی داری

به هرچه می رود ازدست،دل برآن مگذار

به مهروماه فلک چشم راسیاه مکن

به این تنور دل ازبهریک دونان مگذار

نفس به کام من ازضعف ،استخوان شده است

توهم به لقمه ام ای چرخ استخوان مگذار

صلاح درسپر افکندن است عاجز را

به انتقام فلک ،تیر درکمان مگذار

زدام لاغری این صید رارهایی نیست

عبث تو ناوک دلدوز درکمان مگذار

عنان سیل سبکروبه دست خودرایی است

سخن چو روی دهدمهر بردهان مگذار

به لامکان تجردبرآی عیسی وار

چومهربیضه درین تیره خاکدان مگذار

عزیز مصر به جان می خرد متاع ترا

متاع یوسفی خود به کاروان مگذار

حریف موجه کثرت نمی شوی صائب

قدم زگوشه عزلت به آستان مگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸۹سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹۰مبند دل به تماشای این جهان زنهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹۱ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹۲ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۳اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۴صفای یار به دیدن نمی شود آخر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹۵بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹۶ترا به هرگذری هست بیقراردگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.