پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۸۶

ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار

ازین شراب نمی در سبوی ما بگذار

شکسته رنگی ما ترجمان گویایی است

به روی ما بنگر گفتگوی ما بگذار

شعور در حرم بیخودی ندارد راه

ز خود بر آی،دگر پا به کوی ما بگذار

ز خود برون شده را نقش پا نمی باشد

اگر نه ساده دلی،جستجوی ما بگذار

به دست بسته گل از نوبهار نتوان چید

عنان خاطر بی آرزوی مابگذار

نسیم گردیتیمی نمی برد زگهر

نفس مسوز عبث ،رفت وروی مابگذار

نبست بخیه انجم شکاف سینه صبح

نه ای حریف خجالت ،رفوی مابگذار

برای آینه بی غبار، آه مکش

قدم به سینه بی آرزوی مابگذار

توان به آینه ازطوطیان کشیدسخن

زچهره آینه ای پیش روی مابگذار

اگرچه سلسله مابه عشق پیوسته است

ز زلف سلسله ای برگلوی مابگذار

نمی کندره خوابیده راجرس بیدار

به غافلان چو رسی گفتگوی مابگذار

به کوزه سیر زآب حیات نتوان شد

دهان تشنه خودرا به جوی ما بگذار

اگر به چاشنی حرف می رسی طوطی

سخن به صائب خوش گفتگوی مابگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸۸بیاکه عقده زکارجهان گشاد بهار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸۹سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹۰مبند دل به تماشای این جهان زنهار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹۱ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۲ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۳اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹۴صفای یار به دیدن نمی شود آخر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹۵بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.