پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱۶

زاهد از آلوده دنیاست دنیا خواه تر

رهرو این راه از رهزن بود گمراه تر

دستگاه غم به قدر دستگاه بینش است

می خورد خون بیشتر هر کس بودآگاه تر

فکر آن موی کمر نگذاشت درمن زندگی

درد پنهانی بود از دردها جانکاه تر

می تواند کرد داغ عشق، اگر خواهد دلش

سینه تار مرا از آسمان خوش ماه تر

شورش مجنون یکی صدگشت از زخم زبان

می کند مهمیز اسب تند رابد راه تر

لطف گردون بیشتر از قهر می سوزدمرا

تلختر هرچند می در کام، بی اکراه تر

هر قدر سر رشته آمال می گردد دراز

دست ما از دامن دنیا شودکوتاه تر

مستی رطل گران بالاتر از پیمانه است

بیخبرتر ازجهان هرکس که صاحب جاه تر

گرچه بیرون رفتن ازراه است تقصیر عظیم

برنمی گردد هر که بعد از آگهی، بیراه تر

خوش بود دلخواه بستن با پریرویان جناغ

گر فراموشی ازان جانب بود، دلخواه تر!

هر کجا صائب شود بی پرده آن شیرین سخن

لیلی از داه عرب بسیار باشد داه تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۱۸هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۱۹یاسمینش لاله گون از تاب نظر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲۰لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲۱نیست درظاهر مرا گر گلعذاری درنظر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲۲نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲۳حسن را در کار نبود باده ناب دگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲۴چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲۵از عزیزان با تو ما را هست پیوند دگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.