پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۲۱

نیست درظاهر مرا گر گلعذاری درنظر

از دل صد پاره دارم لاله زاری درنظر

کارو آنها داشتم از جنس یوسف، این زمان

نیست یعقوب مراغیر از غباری درنظر

مد عیش من چو ابرو دربلندی طاق بود

داشتم تانرگس دنباله داری در نظر

می چکید از سبزه امید من آب حیات

زخم من تا داشت تیغ آبداری در نظر

از سبک مغزی نمی پیچد به خود چون گردباد

نیست هر کس را که اوج اعتباری در نظر

خاک درچشمش، به جنت گرنظر سازد سیاه

هر که راباشد ز کویش سرمه واری در نظر

تا برآمد از حجاب کفش، پای سیر من

دارم از هر خار این وادی بهاری درنظر

از تهی مغزی کنند انفاس را نشمرده خرج

نیست گویا خلق راروز شماری در نظر

سیل در آغوش دریا درکنارساحل است

هست تا از گرد هستی سرمه داری درنظر

نیست غافل چشم دام از صید، زیر خاک وما

چشم می پوشیم اگر آید شکاری درنظر

می کشم بادل سیاهی خجلت از کردار خویش

آه اگر می داشتم آیینه داری در نظر

دانه من صائب از برق حوادث سوخته است

وقت تخمی خوش که دارد نو بهاری درنظر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۲۳حسن را در کار نبود باده ناب دگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۲۴چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲۵از عزیزان با تو ما را هست پیوند دگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲۶می برد دل حسن او هردم به نیرنگ دگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲۷ای ز رویت هر نگاهی را گلستان دگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲۸حسن دارد در سواری شوکت و شان دگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲۹داده ام دل را به دست دشمن دین دگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۳۰چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.