پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۲۰

لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر

خارها صفهای مژگان می نماید در نظر

هر غباری کز زمین خیزد در این آب و هوا

سرو سیم اندام جولان می نماید در نظر

از خروش بلبلان و جوش گلها صحن باغ

مجلس پر شور مستان می نماید در نظر

ظاهر سنگ از هجوم لاله های آبدار

باطن کان بدخشان می نماید درنظر

خنده گل خاک را یک روی خندان کرده است

آسمان یک چشم حیران می نماید درنظر

از رگ ابر بهاران آسمان تلخروی

خوشتر از زلف پریشان می نماید در نظر

یک دهن خنده است صحرا از نشاط نوبهار

چون کواکب ریگ خندان می نماید در نظر

تا که زلف افشاند بر صحرا که از موج سراب

روی صحرا سنبلستان می نماید در نظر

از هجوم داغ، هر زخم نمایان بر تنم

رخنه دیوار بستان می نماید در نظر

چشم تنگ مور از تنگی دل تنگ مرا

عرصه ملک سلیمان می نماید در نظر

شوخ چشمی را که شوخی سر به صحرا می دهد

خلوت آیینه زندان می نماید در نظر

بس که شور عشق پیچیده است در پیکر مرا

داغها صائب نمکدان می نماید در نظر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۲۲نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۲۳حسن را در کار نبود باده ناب دگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲۴چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲۵از عزیزان با تو ما را هست پیوند دگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲۶می برد دل حسن او هردم به نیرنگ دگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲۷ای ز رویت هر نگاهی را گلستان دگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲۸حسن دارد در سواری شوکت و شان دگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲۹داده ام دل را به دست دشمن دین دگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.