پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳۰

چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر

می کنم محراب خود از طاق ابروی دگر

گرچه اوراق دل من قابل شیرازه نیست

می کنم شیرازه اش از تار گیسوی دگر

گرچه از ریحان جنت می‌چکد آب حیات

سبزه پشت لب او راست نیروی دگر

گر زمین باغ مشک وخاک او عنبر شود

نشنودبلبل بغیر از بوی گل بوی دگر

تا به چشمم نور وحدت سرمه حیرت کشید

گشت هر داغ پلنگم چشم آهوی دگر

تا ز سیر گلشن آن سرو خرامان پا کشید

شد نسیم صبح را هر غنچه زانوی دگر

وای بر من کز غرور حسن شد خط غبار

مستی چشم ترا بیهوشداروی دگر

تا به گرد شمع اوگردیده ام پروانه وار

می کشم از هر پری ناز پریروی دگر

نیست از دنیا بریدن کار هر بیجوهری

دست دیگر خواهد این شمشیر وبازوی دگر

بعد عمری داد گردون گر لب نانی مرا

بهر آزار دلم شد چین ابروی دگر

روز وشب آورده ام در معنی بیگانه روی

چون کنم صائب، ندارم آشنا روی دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳۲سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۳۳می‌شود از درد و داغ عشق دل‌ها دیده‌ور
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۳۴کی ز خواریهای غربت می کند پرواگهر؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۳۵تا نسازد پای خود از سر طلبکارگهر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۳۶سود ندهد عامل بیدادگر را کارخیر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۳۷از می گلرنگ می گردد اگر پیمانه سیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۳۸گر کند مادر زخشکی بخل دراعطای شیر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۳۹آنکه می آید زطفلی از دهانش بوی شیر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.