پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳۷

از می گلرنگ می گردد اگر پیمانه سیر

می شود از خوردن خون هم دل دیوانه سیر

میوه جنت اگر برآدمی گردد گران

می شود از سنگ طفلان هم دل دیوانه سیر

اشتهای آتش سوزان ندارد سوختن

حرص را کی می توان کردن زآب ودانه سیر

می شود سیراب از شبنم اگر ریگ روان

می کند مخمور رااز باده هم پیمانه سیر

چرخ سنگین دل نگردداز شکست دل ملول

نیست ممکن آسیارا ساختن از دانه سیر

سیری از خوان سپهر سفله محض آرزوست

از جگرخوردن مگرگردم درین غمخانه سیر

حلقه های زلف سیر از دلربایی می شود

گر بود ممکن که گرددچشم دام از دانه سیر

عارفان از دیدن حسن مجازآسوده اند

تشنه خم کی شود از شیشه و پیمانه سیر

لقمه ای برخوان گردون نیست بی خون جگر

چون نگردد میهمان از جان درین غمخانه سیر

کیست صائب از تردد نفس رامانع شود

کی شود مور حریص از جستجوی دانه سیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳۹آنکه می آید زطفلی از دهانش بوی شیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴۰زیرتیغ از مرغ بسمل پرفشانی یاد گیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۴۱برگ عیش خویش را چون گل زهم پاشیده گیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۴۲بوسه را کنج دهان یار دارد گوشه گیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۴۳می شوی آواره از عالم عنان ما مگیر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۴۴به نادانی کند اقرارهرکس هست داناتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۴۵رخ گلرنگش از مژگان خونخوارست گیراتر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۴۶خط سبز از دعای صبح خیزان است گیراتر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.