پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴۱

برگ عیش خویش را چون گل زهم پاشیده گیر

این دکانی را که برخود چیده ای برچیده گیر

می کند عریان چومرگ از کسوت هستی ترا

چند روزی این لباس عاریت پوشیده گیر

عمر جاویدان این عالم همین روزوشبی است

پشت وروی این ورق را تاقیامت دیده گیر

چون زهر برگی به چندین چشم می باید گریست

یک دهن چون گل درین بستانسراخندیده گیر

چشم می باید چون پوشیدن زدنیا عاقبت

دیده را نادیده و نادیده هارادیده گیر

چون فزایش را نباشد غیر کاهش حاصلی

چند روزی خویش را چون ماه نو بالیده گیر

ازخط و زلف نکویان دیده رغبت بپوش

از دل بیدار، این خواب پریشان دیده گیر

گر نخواهی بست چون حلاج لب از حرف راست

ریسمان بهر گلوی خویشتن تابیده گیر

چون گرانبارست از خواب گران این کاروان

بادل صد چاک چندی چون جرس نالیده گیر

گوش سنگین، سنگ دندان سبک مغزان بود

هر چه در حق تو گوید مدعی نشنیده گیر

چون به ارباب بصیرت عرض دادی جنس خویش

در ترازوی قیامت خویش راسنجیده گیر

نیست صائب حاصلی این عالم پرشور را

در زمین شور تخم خویش را پاشیده گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۴۳می شوی آواره از عالم عنان ما مگیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴۴به نادانی کند اقرارهرکس هست داناتر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۴۵رخ گلرنگش از مژگان خونخوارست گیراتر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۴۶خط سبز از دعای صبح خیزان است گیراتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۴۷شود از پرده پوشی سوز اهل حال رسواتر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۴۸شراب زندگی درخاکساریهاست بی غش تر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۴۹زمهرخامشی شد خرده رازم پریشانتر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۵۰زمی شد چهره آن مهرعالمتاب روشنتر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.