پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴۹

زمهرخامشی شد خرده رازم پریشانتر

که زخم صبح گشت ازبخیه انجم نمایانتر

نه از گل نکهتی بردم نه زخمی خوردم ازخاری

نسیمی زین چمن نگذشت ازمن دامن افشانتر

درآغوش گلم ازغنچه خسبان برون در

ندارداین گلستان شبنم ازمن پاکدامانتر

به ذوقی سینه پیش تیر دلدوزش هدف سازم

که گردد غنچه پیکانش از سوفار خندانتر

نشد سنگ ملامت از دویدن مانع مجنون

که در کهسارها سیلال می باشد شتابانتر

مبین گستاخ در رخسار شرم آلوده خوبان

که باشد درنیام این تیغ بی زنهار عریانتر

به گرمی گرچه اخگر به کباب تازه می چسبد

به دل می چسبد آن لبهای چون یاقوت چسبانتر

اگربیند غزال آن گوشه چشمی که من دیدم

شود ازدیده قربانیان صدپرده حیرانتر

تمنا در دل مرغ قفس بسیار می باشد

نسازد تنگدستی آرزوراتنگ میدانتر

ثمر را می کند پیوند درچشم جهان شیرین

سرمنصوراز دار فنا گرددبه سامانتر

زگنج اندوختن گفتم شود طول امل ساکن

ندانستم که در گوهر شود این رشته پیچانتر

شد ازموی سفید آسودگی از رشته جانم

که وقت صبحدم شمع از دل شبهاست لرزانتر

بغیراز سنگ ،دندان طمع را نیست درمانی

که گردد اره از چوب ملایم تیز دندانتر

چنان کز برگ گل گردید رسوابوی گل صائب

زمهر خامشی راز نهانم گشت عریانتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۵۱سخن کز عشق شادابی ندارددردهان بهتر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۵۲نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵۳ترا درخواب غفلت رفت عمر خوش عنان آخر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۵۴بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۵۵فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۵۶ندارد خاطر آگاه جز غفلت غم دیگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۵۷جز آن لبهای میگون دل راچاره دیگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۵۸نخواهد دردمند عشق او میخانه دیگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.