پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵۷

جز آن لبهای میگون دل راچاره دیگر

نمی چسبد کباب من به آتشپاره دیگر

به تسلیم از محیط بیکران جان می توان بردن

بجز بیچارگی عاشق ندارد چاره دیگر

به یک دیدن سرآمد عمر من چون چشم قربانی

خوشا چشمی که دارد فرصت نظاره دیگر

اگر از اهل قرآن نیستی باری خمش منشین

که دندان بهر ذکر حق بود سی پاره دیگر

مراازوادی سر گشتگی دل چون برون آرد؟

چسان رهبر شود آواره را آواره دیگر

ربودن همچو موران دانه تاچند از دهان هم؟

چه جویی روزی خودراز روزی خواره دیگر؟

مباش از بیکسی غمگین چون گوهر یتیم افتد

کند آماده بحر ازهر صدف گهواره دیگر

زخامی بر نمی آرد مرا دوزخ، مگر صائب

دهم هر پاره دل را به آتشپاره دیگر

چنان ازداغ روشن شد دل صد پاره ام صائب

که از هر پاره دارم درنظر مه پاره دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۵۹نیست بی خار درین بادیه یک آبله وار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۶۰باد دستانه مکن خرج نفس رازنهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۶۱گربه ما همسفری سلسله از پا بردار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶۲بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۶۳نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۶۴کار دنیا کن و اندیشه عقبی مگذار
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۶۵نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۶۶ناله‌ای از ته دل کرد سپند آخر کار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.