پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶۴

کار دنیا کن و اندیشه عقبی مگذار

تابه عقبی نرسی دامن دنیا مگذار

خود حسابی خط پاکی است ز دیوان حساب

آنچه امروز توان کرد به فردا مگذار

سر در این بادیه چون ریگ روان ریخته است

بی تائمل به بیابان جنون پا مگذار

می کنی گوشه نشینان جهان را بدنام

اثر از نام در این نشأه چو عنقا مگذار

گوهر از بحر نیاید به رعونت بیرون

تاز سر پا نکنی روی به دریا مگذار

بهترین پند بزرگان طریقت این است

که ز کف دامن دریوزه دلها مگذار

سنگ راه تو شود بار به هر دل که نهی

تابه منزل برسی بار به دلها مگذار

دیده شیر بود لاله صحرای جنون

پای گستاخ به این دامن صحرا مگذار

نگه تندگران است به روشن گهران

بار سوزن به دل نازک عیسی مگذار

سیل را مانع رفتار نمی گردد موج

من سودازده را سلسله بر پا مگذار

می شود شهپرتوفیق ،سبکباری خلق

بار مردم بکش و بار به دلها مگذار

گوشه ای گیر در ایام کهنسالی ها

خرمنت پاک چو گردید به صحرا مگذار

گر سر صحبت آن لیلی عالم داری

پای بیرون ز سیه خانه سودا مگذار

حسن ازآینه تار گریزد صائب

دل غفلت زده را پیش دلارا مگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۶۶ناله‌ای از ته دل کرد سپند آخر کار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۶۷چین پیشانی ما شد مه عید آخر کار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۶۸ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶۹دوسه روزی است صفای رخ گلپوش بهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷۰سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷۱ای صبا برگی از آن گلشن بی خار بیار
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۷۲جام در دور به اندازه مخمور بیار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۷۳این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.