پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶۸

ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار

چشم مخمور تو گیرنده تر از خواب بهار

ابر خشکی است که در شوره زمین می گردد

باگل روی تو شادابی مهتاب بهار

مستی چشم تورا رطل گران حاجت نیست

بی نیازست ز افسانه شکر خواب بهار

برق خاروخس تقوی است شکرخنده گل

سیل ناموس بود چهره شاداب بهار

لازم عهد جوانی است سیه کاریها

روشن است این سخن از تیرگی آب بهار

پیش ازان دم که خزان زرد کند رخسارش

آب ده چشم ز خورشید جهانتاب بهار

عقل پیری ز من ایام جوانی مطلب

که در ایام خزان صاف شود آب بهار

جگر سوخته لاله خبر می بخشد

صائب ازشعله دیدار جگر تاب بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷۰سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۷۱ای صبا برگی از آن گلشن بی خار بیار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۷۲جام در دور به اندازه مخمور بیار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۷۳این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷۴برفروز از می و زنگ از دل آگاه ببر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷۵ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۷۶الفت خلق عذاب دل فرزانه شمر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۷۷چشم آرام مدارید ز سر منزل عمر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.