پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷۷

چشم آرام مدارید ز سر منزل عمر

که سبکسیرتر ازموج بود ساحل عمر

سیل ازکوه گرانسنگ به تعجیل رود

خواب غفلت نشود سنگ ره محمل عمر

همچو برگی که پریشان شود ازبادخزان

نیست غیر ازکف افسوس مرا حاصل عمر

ازنسیم پر پروانه شود پا به رکاب

بی ثبات است ز بس روشنی محفل عمر

نتوان ریگ روان را ز سفر مانع شد

دل مبندید به آسودگی منزل عمر

دایم از داغ عزیزان جگرش پرخون است

هرکه چون خضر دراین نشأه بود مایل عمر

خبر عمر ز هم بیخبران می گیرند

هیچ کس نیست که گیرد خبر ازحاصل عمر

کیسه چون غنچه براین خرده چه دوزی صائب؟

که درخشیدن برق است چراغ دل عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷۹چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸۰گشاده رویی من برد دست خصم از کار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸۱به زندگی دل آزاده را ز تن بردار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸۲چو غنچه نکهت خود از صبا دریغ مدار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۸۳ز طوطیان شکر ناب را دریغ مدار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸۴چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدار
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸۵نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۸۶ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.