پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷۸

تیغ الماس بر اطراف کمر دارد مهر

از صف آرایی شبنم چه خطر داردمهر؟

حسن هر روز به آیین دگر جلوه کند

هر سحر تکیه به بالین دگر دارد مهر

نیست سرگشتگی عشق به جمعی مخصوص

همه اجزای جهان رابه سفر دارد مهر

برسر خشت عناصر چه قدر جلوه کند؟

شکوه از تنگی میدان سفر دارد مهر

عشق هر سوخته جان رابه زبانی دارد

پاس هر ذره به آستین دگر دارد مهر

چه کند داغ جنون را سرشوریده عشق

افسر از کوکبه خویش به سر دارد مهر

صائب از زردی رخسار و دم گرم سحر

می توان یافت که خاری به جگر دارد مهر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸۰گشاده رویی من برد دست خصم از کار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸۱به زندگی دل آزاده را ز تن بردار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸۲چو غنچه نکهت خود از صبا دریغ مدار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸۳ز طوطیان شکر ناب را دریغ مدار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۸۴چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸۵نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸۶ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۸۷دل رمیده به امید این جهان مگذار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.