پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷۹

چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر

ورقی چند به بازیچه سیه ساخته گیر

نیست در عالم ناساز چو امید ثبات

خانه ها درگذر سیل فنا ساخته گیر

این گهرها که به جمعیت آن می نازی

آخر الامر چو اشک از نظر انداخته گیر

نقش هر لحظه به روی دگری می خندد

هرچه بردی ز حریفان دغا، باخته گیر

نیست چون حوصله یک نگه دورترا

پرده از چهره مقصود بر انداخته گیر

بی مثال است چو رخساره آن جان جهان

از علایق دل چون آینه پرداخته گیر

نیست شایسته افسون، جدایی از خلق

جامه پرشپش از دوش خود انداخته گیر

نیست امید اجابت چو فغان را صائب

علم ناله به افلاک بر افراخته گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸۱به زندگی دل آزاده را ز تن بردار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸۲چو غنچه نکهت خود از صبا دریغ مدار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸۳ز طوطیان شکر ناب را دریغ مدار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸۴چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۸۵نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸۶ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸۷دل رمیده به امید این جهان مگذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۸۸بیاکه عقده زکارجهان گشاد بهار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.