پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷۲

جام در دور به اندازه مخمور بیار

پیش آشفته دماغان سرپرشور بیار

نشد از مرهم کافور خنک سینه ما

کف خاکستری از انجمن طور بیار

جلوه در دیده پوشیده کند شاهد غیب

تحفه باد سحر، غنچه مستور بیار

جامه کعبه به زنار رفو نتوان کرد

نظری پاکتر از چهره منظور بیار

روزگاری است که ازلای قدح محرومیم

مرهمی از پی این سینه ناسور بیار

خویشتن را چو فکندی همه درخاک تواند

این که برخصم کنی زور، به خود زور بیار

سخن عشق کجا، حوصله عقل کجا

توشه ای در خور تاب کمر مور بیار

این که در دامن صحرای طلب می گردی

زور بر دست دعا در شب دیجور بیار

چون کنی عزم صفاهان ز خراسان صائب

برگ سبزی به من از خاک نشابور بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷۴برفروز از می و زنگ از دل آگاه ببر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۷۵ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۷۶الفت خلق عذاب دل فرزانه شمر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۷۷چشم آرام مدارید ز سر منزل عمر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷۸تیغ الماس بر اطراف کمر دارد مهر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷۹چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸۰گشاده رویی من برد دست خصم از کار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۸۱به زندگی دل آزاده را ز تن بردار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.