پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶۵

نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذار

سرکش افتاد چو توسن به دویدن مگذار

چون نگه درنظروحشی آهو چشمان

رام مردم شو و از دست رمیدن مگذار

ماه کنعان نه عزیزی است که از دست دهند

دامن صحبتش از دست بریدن مگذار

وعده توبه ز اهمال به پیری مفکن

پنبه درگوش به انداز شنیدن مگذار

درجوانی سبک ازخواب گران کن خود را

تن به این بار گران وقت خمیدن مگذار

گوشه گیری پی تسخیر دل خلق مکن

دام درخاک به انداز کشیدن مگذار

دردازان بیشتر افتاده که تقریر کنند

خبرخسته مارابه شنیدن مگذار

برشریف است گران، منت احسان خسیس

کاه بردیده به هنگام پریدن مگذار

شیراگر دایه قسمت ز تو امساک کند

تو چو طفلان، سرانگشت مکیدن مگذار

در دهنها ز رسیدن ثمر خام افتد

گرنه ای خام، تن خود به رسیدن مگذار

بی تأمل سخن خود مده از دل به زبان

غنچه تا گل نشود دست به چیدن مگذار

این می لعل، زیاد از دهن تیغ تو نیست

خون ما بیگنهان را به چکیدن مگذار

صائب این آن غزل شاه مطیعاست که گفت

سجده وقت جوانی به خمیدن مگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۶۷چین پیشانی ما شد مه عید آخر کار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۶۸ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۶۹دوسه روزی است صفای رخ گلپوش بهار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۷۰سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷۱ای صبا برگی از آن گلشن بی خار بیار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷۲جام در دور به اندازه مخمور بیار
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۷۳این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۷۴برفروز از می و زنگ از دل آگاه ببر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.