پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵۵

فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر

که از یک قطره (می)پر می شود پیمانه اخگر

دل عشاق دریک پله دارد شادی و غم را

به یک نرخ است عود و خس به وحدتخانه اخگر

اگر چون گل گریبان چاک سازد جای آن دارد

زدل آن را که درپیراهن افتد دانه اخگر

فضایی همچو آب زندگانی درنظر دارد

شرر راکی نشیند دل به ماتمخانه اخگر؟

ز داغ لاله درتابم که بااین تنگ ظرفیها

جگر دارانه بر سر می کشد پیمانه اخگر

زدلسوزی به چشم روشن خود می دهد جایش

اگر خاشاک می آید به مهمانخانه اخگر

دل ما می جهد آخر ز قید چرخ بر انجم

سپند ما نخواهد مانددر غمخانه اخگر

چه آتش بود عشق انداخت در دامان این صحرا

که شد هر دانه زنجیر مجنون دانه اخگر

بررویی که من زان آتشین رو دیده ام صائب

به یک صحبت سمندر راکند بیگانه اخگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۵۷جز آن لبهای میگون دل راچاره دیگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۵۸نخواهد دردمند عشق او میخانه دیگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵۹نیست بی خار درین بادیه یک آبله وار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶۰باد دستانه مکن خرج نفس رازنهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۶۱گربه ما همسفری سلسله از پا بردار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۶۲بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۶۳نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۶۴کار دنیا کن و اندیشه عقبی مگذار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.