پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴۴

به نادانی کند اقرارهرکس هست داناتر

زحیرت پرده خواب است هر چشمی که بیناتر

نهفتم دردل صد پاره رازعشق ازین غافل

که بوی گل زبرگ گل شود صد پرده رسواتر

به پیری گفتم ازدامان دنیا دست بردارم

ندانستم که درخشکی شود این خار گیراتر

زسنگینی شودکم لنگر تمکین فلاخن را

دل دیوانه از بند گران گرددسبکپاتر

مکن فکر اقامت درجهان گربینشی داری

که از ریگ روان کوه است اینجا دشت پیماتر

رعونت از شکست آرزو شد نفس راافزون

که سازد آتش افسرده را خاشاک رعناتر

یکی صد شد زحرف تلخ،شور آن لب میگون

که از تلخی می گلرنگ می گردد گواراتر

ریاض حسن او آب وهوای سرکشی دارد

که باشد سبزه خوابیده اش از سرو رعناتر

نبندد حجت ناطق زبان منکران ،ورنه

زعیسی روی شرم آلود مریم بود گویاتر

سفیدیهای مو غماز گردد رو سیاهی را

که باشد در میان شیر خالص موی رسواتر

زبال افشانی پروانه روشن می شود صائب

که عاشق درفراق از وصل می باشد شکیباتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۴۶خط سبز از دعای صبح خیزان است گیراتر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴۷شود از پرده پوشی سوز اهل حال رسواتر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۴۸شراب زندگی درخاکساریهاست بی غش تر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۴۹زمهرخامشی شد خرده رازم پریشانتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۵۰زمی شد چهره آن مهرعالمتاب روشنتر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۵۱سخن کز عشق شادابی ندارددردهان بهتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۵۲نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۵۳ترا درخواب غفلت رفت عمر خوش عنان آخر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.