پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱۸

هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر

تاکه راافتد درین وادی به کف دامان خضر

بی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیست

می دهد یادازخجالت جلوه پنهان خضر

قسمت آیینه از آب روان جز زنگ نیست

رزق اسکندر نگردد چشمه حیوان خضر

سعی در تعمیر دیوار یتیمان کن که شد

ایمن ازسیل فنا زین رهگذربنیان خضر

دستگیری فیضها دارددرین ظلمت سرا

تا به دامان قیامت می کشد دوران خضر

تا نگرددسبز در جوی توآب زندگی

خشک بگذر زینهار از چشمه حیوان خضر

تا چه باشد هستی ده روزه ماخاکیان

چون بنابر آب دارد عمر جاویدان خضر

می کنم داغ عزیزان زندگی راناگوار

آه افسوسی است مد عمر بی پایان خضر

آه کز بیمایگی در دفتر ایجاد نیست

مد احسانی بغیر ازعمر جاویدان خضر

سبز گردد کشت امیدش زآب زندگی

هرکه شد صائب درین مهمانسرا مهمان خضر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۲۰لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۲۱نیست درظاهر مرا گر گلعذاری درنظر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲۲نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲۳حسن را در کار نبود باده ناب دگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲۴چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲۵از عزیزان با تو ما را هست پیوند دگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲۶می برد دل حسن او هردم به نیرنگ دگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲۷ای ز رویت هر نگاهی را گلستان دگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.