پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۹۷

قد ترا سرواعتدال ندارد

این خم وچم ابروی هلال ندارد

رتبه درویش را به شاه چه نسبت

دولت آزادگی زوال ندارد

هیچ دلی نیست بی غبار کدورت

روی زمین چشمه زلال ندارد

در سر این چارسو که سنگ عقیق است

گوهر ما قیمت سفال ندارد

شبنم من از رخ زوال چکیده است

طاقت خورشیدبی زوال ندارد

راستی قول سروگلشن جان است

حیف که باغ تو این نهال ندارد

صائب پشمینه پوش را که شناسد

مهر طلا بر قبای آل ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۹۹دامن دشت عدم گیاه ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۰۰مستی ما از می شبانه نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰۱عشق مقید به خط وخال نگردد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۰۲غنچه مستور از نقاب برآمد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۰۳از کمرش کام دل چگونه برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۰۴چون مه روی تو از حجاب برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۰۵فتنه چشم تو چون ز خواب برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۰۶سری را که سودا ز سامان برآرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.