پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰۸

اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد

در گوش بحر حلقه گرداب میکشد

گردن به هر شکار زبون کج نمی کنم

صیاد من نهنگ به قلاب میکشد

دارد مگر امید اجابت دعای من

کامروز دل به گوشه محراب میکشد

نتوان حریف پاک بران زمانه شد

پرهیز ازان که دست ودهن آب میکشد

از عشق هر که را دل گرمی نداده اند

ناز سمور و قاقم و سنجاب میکشد

آن بسملم که از نگه عجز چشم من

خنجر زدست جرات قصاب میکشد

زاهد زآه ساخته خود تمام شب

داغ حبش به چهره محراب میکشد

غفلت بود نتیجه گفتارهای پوچ

افسانه عاقبت به شکر خواب می کشد

داغم که بیقراری این درد جانگداز

حرف شکایت از دل بیتاب می کشد

زین خاک سرمه خیز دل من سیاه شد

خاطر به سیر دامن سرخاب می کشد

صائب به بیقراری من گر نظر کند

حیرت عنان لرزش سیماب می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱۰آیینه‌ام ز روشنی آزار می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱۱از روی درد هر که ز دل آه می کشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۱۲از هیچ کس سپهر خجالت نمی کشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱۳از سرگذشته سربه گریبان نمی کشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۱۴چون غنچه هر که سربه گریبان نمی کشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۱۵یک دل ز ناوک مژه او رها نشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۱۶خط ترا که دید که زیر و زبر نشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۱۷چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.