پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۲۹

توان به صبر سر سرکشان به دام کشید

که نرم نرم خط از حسن انتقام کشید

ز کلک صنع همان روز آفرین برخاست

که گرد لعل لبش خط مشکفام کشید

همان پر از گل خمیازه است آغوشش

اگر چه هاله به بر ماه را تمام کشید

مکن ز بخت سیه تلخ روی خود که نگین

سیاهرویی عالم برای نام کشید

کسی چو دار درین انجمن سرافرازست

که کاسه از سر منصور کرد وجام کشید

ز انتقام حق ایمن نمود دشمن را

ز خصم هر که به زور خود انتقام کشید

ز فیض عالم بالا چه در توانی یافت

ترا که کسب هوا بر کنار بام کشید

فریب زندگی تلخ داد دایه مرا

ز شکری که به طفلی مرا به کام کشید

به دیدنی نتوان کنه عشق را دریافت

به یک نفس نتوان بحر را تمام کشید

ازین مصاف سر آن کس برد که چون خورشید

هزار تیغ به یکبار از نیام کشید

ز پرتو نظر التفات مردان است

که گفتگوی تو صائب به این مقام کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۳۱دمید صبح تجلی به جان شتاب کنید
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۳۲حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۳۳که با تو حرف شهیدان عشق می‌گوید
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۳۴سیه‌دلی که ز دوران حضور می‌جوید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۳۵عرق ز شرم تو بر روی آفتاب دوید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۳۶کجا ز سینه من غم شراب می‌شوید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۳۷اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۳۸دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.