پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۲۷

خط تو تیغ به رخسار آفتاب کشید

هزار حلقه به گوشش ز پیچ وتاب کشید

ز خط چگونه کنم ترک آن لب میگون

که می توان عرق از درد این شراب کشید

ز خط حضور دل داغ دیده می داند

به سایه رخت خود آن کس کز آفتاب کشید

به پیچ وتاب ازان زلف او سرآمد شد

که پیش موی میان مشق پیچ وتاب کشید

به زخمی از دم تیغ تو سرفراز نشد

اگر چه جاذبه من ز آهن آب کشید

کباب همت مردانه زلیخایم

که یوسف از چه کنعان به جای آب کشید

شدم مقید دنیا ز تشنه چشمیها

به دام خویش مرا موجه سراب کشید

بود بجا ز سخن آبرو طمع کردن

اگر توان ز گل کاغذی گلاب کشید

ز پیچ تاب مکش سر چو بیدلان صائب

که رشته را به گهر سر ز پیچ وتاب کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۲۹توان به صبر سر سرکشان به دام کشید
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۳۰کنون که ناخن تدبیر من شکسته دمید
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۳۱دمید صبح تجلی به جان شتاب کنید
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۳۲حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۳۳که با تو حرف شهیدان عشق می‌گوید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۳۴سیه‌دلی که ز دوران حضور می‌جوید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۳۵عرق ز شرم تو بر روی آفتاب دوید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۳۶کجا ز سینه من غم شراب می‌شوید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.