پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰۱

ز می‌ پرستی خود لاله برنمی‌گردد

شب سیاه درونان سحر نمی‌گردد

دمید خط و دل سخت یار نرم نشد

ز دود، دیده آیینه تر نمی‌گردد

دلیل راحت ملک عدم همین کافی است

که هرکه رفت به آن راه برنمی‌گردد

مدار چشم اقامت ز دولت دنیا

که آفتاب ملول از سفر نمی‌گردد

درین محیط که از صدق می‌گشاید لب؟

که چون دهان صدف پرگهر نمی‌گردد

ز شست صاف تو صیدی که می‌گشاید لب؟

کباب تا نشود باخبر نمی‌گردد

مکن ز چتر مرصع به بی‌کلاهان فخر

که پیش تیر حوادث سپر نمی‌گردد

درین ریاض به جز آب تیشه، نخل امید

ز هیچ آب دگر بارور نمی‌گردد

ز آفتاب دل ذره سرد شد صائب

دل من است که از یار برنمی‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۰۳نصیب خلق زیاد از نعم نمی گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰۴نمرده، عمر کسی جاودان نمی‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۰۵جهان حیات کسی را ضمان نمی‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۰۶بغیر اشک که راه نگاه من بندد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۰۷ز شکوه گر لبم آن گلعذار می‌بندد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۰۸زبان شِکوهٔ ما لعل یار می‌بندد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۰۹کسی که عیب ترا پیش چشم بنگارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱۰ترا کسی که به گلگشت بوستان آرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.