پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰۰

ملال در دل بی مدعا نمی گردد

ز گرد، آب گهر بی صفا نمی گردد

هیشه اول وقت است حق پرستان را

نماز وقت شناسان قضا نمی گردد

کسی که سر به ته بال خویشتن دزدید

رهین منت بال هما نمی گردد

نبست تیغ شهادت دهان زخم مرا

که تشنه سیر ز آب بقا نمی گردد

اگرچه لنگر پرواز چشم گردد کاه

حریف جاذبه کهربا نمی گردد

به دیگران چه خیال است آشنا گردد

رمیده ای که به خود آشنا نمی گردد

چو چوب خشک سزاوار سوختن باشد

قدی که بهر عبادت دوتا نمی گردد

برهنه گو نشود منفعل ز پرده دری

به چشم آینه آب از حیا نمی گردد

سخن چو نیست بجا، گفتنش بود آسان

که هیچ تیر هوایی خطا نمی گردد

دلی که راه به آن زلف می برد صائب

به هیچ سلسله ای آشنا نمی گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۰۲دل رمیده ملول از سفر نمی‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰۳نصیب خلق زیاد از نعم نمی گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۰۴نمرده، عمر کسی جاودان نمی‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۰۵جهان حیات کسی را ضمان نمی‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۰۶بغیر اشک که راه نگاه من بندد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۰۷ز شکوه گر لبم آن گلعذار می‌بندد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۰۸زبان شِکوهٔ ما لعل یار می‌بندد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۰۹کسی که عیب ترا پیش چشم بنگارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.