پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۳۵

آب در دیده پیمانه می می آید

این چه شورست که از کوچه نی می آید

نفس عیسوی از سینه خم می جوشد

بوی روح از لب پیمانه می می آید

اشک را موی کشان تا سر مژگان آورد

کار سنگ یده از ناله نی می آید

سنگ در دامن اطفال به رقص آمده است

می توان یافت که دیوانه به حی می آید

طمع همت ازین شهرنشینان غلط است

این نسیمی است که از جانب طی می آید

من که باشم که ز رفتار تو از جا نروم؟

که ترا آهوی رم کرده ز پی می آید

که به دامان گلستان لب میگون مالید؟

کز لب غنچه گل نکهت می می آید

آنچه می آید از افکار تو بر دل صائب

از می ناب کجا آید و کی می آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۳۷هر طرف لاله رخی هست، نظر می باید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۳۸سرو بستان حیا غنچه جبین می باید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳۹عاشق آزرده و محزون و غمین می باید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴۰از تماشا دل افسرده ما نگشاید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۴۱تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۴۲بس که بیماری عشقم به رگ جان پیچید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۴۳شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴۴نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.