پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱۴

دل ما سلطنت فقر به سامان ندهد

ده ویرانه ما باج به سلطان ندهد

در ریاضی که دل سوخته من باشد

باغبان آب به گلهای گلستان ندهد

نشود رتبه خردان به بزرگان معلوم

مور را مسند اگر دست سلیمان ندهد

هرکه را دل سیه از منت احسان شده است

جگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهد

رهنوردی که به منزل نظرش افتاده است

خار را فرصت گیرایی دامان ندهد

طمع رزق ز افلاک ز کوته نظری است

دست در کاسه خود سفله به مهمان ندهد

جان فداساز که صیاد درین قربانگاه

تا بود جان، به کسی دیده حیران ندهد

دل آزاده درین باغ ندارد صائب

هرکه چون گل سر خود با لب خندان ندهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱۶بس که در سینه من تیر پی تیر آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۱۷بر سر حرف، گر آن چشم فسون ساز آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۱۸بی خبر از در من یار مگر باز آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۱۹چشم دارم که مه نو سفرم باز آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲۰چون قلم بر سر غمنامه هجران آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲۱بوی دل از نفس باد صبا می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۲۲حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲۳به کف شعله اگر نقد شرر می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.