پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱۹

چشم دارم که مه نو سفرم باز آید

روشنی بخش چراغ نظرم باز آید

چون صدف مشرق خمیازه شده است آغوشم

به امیدی که گرامی گهرم باز آید

نفس پا به رکابم دم عیسی گردد

اگر آن مایه جانها ز درم باز آید

به پر کاغذی از آتش هجران گذرم

نامه در دست اگر نامه برم باز آید

به تماشای سر زلف تو عقل از سر من

نه چنان رفت که دیگر به سرم باز آید

صائب از عمر گرامی گروی می گیرم

اگر آن سرو خرامان ز درم باز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۲۱بوی دل از نفس باد صبا می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲۲حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۲۳به کف شعله اگر نقد شرر می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۲۴سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲۵چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲۶از لب خلق دم باد خزان می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۲۷خانه بر دوش غریبی ز وطن می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲۸کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.