پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲۸

کلکم از سیر بدخشان سخن می آید

سرخ رو از سر میدان سخن می آید

شور غیرت به نمکدان مسیح افکندن

از شکر خنده پنهان سخن می آید

تیر از جوشن الماس ترازو کردن

از کمین جنبش مژگان سخن می آید

سبزی بخت به طاوس دهد راه آورد

طوطیی کز شکرستان سخن می آید

جوی شیری که سفیدست ازو روی بهشت

از سیه چشمه پستان سخن می آید

همه جا دست بدستش به سر کلک برند

هر متاعی که ز یونان سخن می آید

هر نسیمی که گشاید گره از کار دلی

می توان یافت ز بستان سخن می آید

باطن اهل سخن تیغ به کف استاده است

تا که گستاخ به میدان سخن می آید؟

چه شکنها که ز سرپنجه ارباب سخن

به سر زلف پریشان سخن می آید

صبر کن بر ستم چرخ دو روزی صائب

نوبت قافیه سنجان سخن می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۳۰گر خس و خار ز گرداب برون می آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۳۱ناله ای کز دل بیدرد برون می آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳۲اگر از سنگ رگ سنگ برون می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۳۳خط ز خال لب جانانه برون می آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۳۴دعوی عشق ز هر بوالهوسی می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۳۵آب در دیده پیمانه می می آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳۶چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۳۷هر طرف لاله رخی هست، نظر می باید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.