پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲۳

به کف شعله اگر نقد شرر می‌آید

دل رم کرده ما هم ز سفر می‌آید

دست پیچیدن و دل بردن و پنهان گشتن

هرچه می‌گویی از آن موی کمر می‌آید

چرخ را آه شرربار من از جا برداشت

دیگ کم‌حوصلگان زود به سر می‌آید

هست تا بر فلک از اختر سیار اثر

سنگ بر شیشه ارباب هنر می‌آید

ای خوشا عالم امید و برومندی او

نخل این باغ به یک روز به بر می‌آید

این نه دریاست، که از کاوش این سنگدلان

اشک تلخی است که از چشم گهر می‌آید

لاله دارد خبر از برق سکبسیر بهار

که نفس سوخته از خاک بدر می‌آید

صائب از سیر گلستان سخن می‌آیم

گل خورشید مرا کی به نظر می‌آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۲۵چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲۶از لب خلق دم باد خزان می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۲۷خانه بر دوش غریبی ز وطن می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۲۸کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲۹دلبری از خم گیسوی سخن می آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۳۰گر خس و خار ز گرداب برون می آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳۱ناله ای کز دل بیدرد برون می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۳۲اگر از سنگ رگ سنگ برون می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.