پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲۱

بوی دل از نفس باد صبا می‌آید

می‌توان یافت کز آن زلف دوتا می‌آید

بی‌قناعت نتوان شد به سعادت مشهور

این صفیری است که از بال هما می‌آید

ناله و خنده این باغ به هم پیچیده است

غنچه در وقت شکفتن به صدا می‌آید

همت از پیر مغان جوی که چون کار افتد

کار تیغ دو دم از قد دوتا می‌آید

می‌شود گرچه بیابانی از آواز تو هوش

دل رم کرده ز بوی تو به جا می‌آید

این کمانی که دل وحشی من زه کرده است

یک سر تیر ز من سایه جدا می‌آید

نیست در غیب اگر باغ و بهاری صائب

اینقدر معنی رنگین ز کجا می‌آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۲۳به کف شعله اگر نقد شرر می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲۴سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۲۵چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۲۶از لب خلق دم باد خزان می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲۷خانه بر دوش غریبی ز وطن می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲۸کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۲۹دلبری از خم گیسوی سخن می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۳۰گر خس و خار ز گرداب برون می آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.