پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱۷

بر سر حرف، گر آن چشم فسون ساز آید

با نفس سوختگی سرمه به آواز آید

از غریبی به وطن می روم و می گویم

وقت آن خوش که به غربت ز وطن باز آید

ذوق کاوش اگر این است که من یافته ام

سینه کبک به عذر قدم باز آید

ساده دل را نبود بند خموشی به زبان

پرده پوشی کی از آیینه غماز آید؟

رگ جانم هدف نشتر الماس شود

ناخن ریشی اگر بر جگر ساز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱۹چشم دارم که مه نو سفرم باز آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲۰چون قلم بر سر غمنامه هجران آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۲۱بوی دل از نفس باد صبا می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۲۲حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲۳به کف شعله اگر نقد شرر می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲۴سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۲۵چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲۶از لب خلق دم باد خزان می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.