پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴۲

رتبه خط تو بالغ نظران می دانند

قدر یاقوت تو روشن گهران می دانند

شیوه چشم ترا اهل نظر می یابند

نشأه حسن ترا بیخبران می دانند

از نگاه تو چه یابند پریشان سخنان؟

این زبانی است که صاحب نظران می دانند

سرو و شمشاد همین قامتی افراخته اند

روش دلبری این خوش کمران می دانند

منعمان را به حساب غم ایام چه کار؟

این حسابی که بی سیم و زران می دانند

رهروانی که درین بادیه گرم طلبند

برق را دخل بی بال و پران می دانند

با سخنهای تو صائب که زوالش مرساد!

حالتی هست که کامل نظران می دانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۴۴درد را سوختگان تو به درمان ندهند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴۵کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۴۶چه بهشتی است که آن بند قبا بگشایند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۴۷دانه از سینه خود مرغ نظر می چیند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۴۸هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴۹هرکه خامش شود از حادثه آزاد بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵۰دل اهل نظر آن به که گرفتار بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۵۱تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.