پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴۱

دست تاک از اثر نشأه صهباست بلند

این رگ ابر ز سرچشمه میناست بلند

محمل لیلی ازین بادیه چون برق گذشت

همچنان گردن آهو به تماشاست بلند

سطری از دفتر سرگشتگی مجنون است

گردبادی که ازین دامن صحراست بلند

جرأت خصم شود از سپر عجز افزون

خار از افتادگی آبله پاست بلند

با تو خورشید فلک یوسف چاهی باشد

پایه حسن تو بنگر چه قدرهاست بلند

گرد کلفت چه خیال است کند قامت راست؟

در حریمی که کله گوشه میناست بلند

به تماشای سر زلف نخواهی پرداخت

گر بدانی که چه مقدار شب ماست بلند

جای رحم است نه غیرت، که بود شاهد عجز

دست هرکس که درین قلزم خضر است بلند

دست بی حاصل ما صائب اگر کوتاه است

دامن دولت آن زلف چلیپاست بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۴۳یاد رویش نه چراغی است که خاموش کنند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴۴درد را سوختگان تو به درمان ندهند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۴۵کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۴۶چه بهشتی است که آن بند قبا بگشایند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۴۷دانه از سینه خود مرغ نظر می چیند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴۸هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۴۹هرکه خامش شود از حادثه آزاد بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۵۰دل اهل نظر آن به که گرفتار بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.