پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴۵

کاهلانی که درین ره به هوس می آیند

دو قدم راه نپیموده به پس می آیند

هست در هرزه درایی خطر راهروان

رهزنان بیش به آواز جرس می آیند

برخورند از می جان بخش حیات آن جمعی

که درین نشأه به کار همه کس می آیند

فیض خود سازد اگر ذوق گرفتاری عام

همه مرغان ز گلستان به قفس می آیند

عالم غیب اگر نیست روان بخش، چرا

مردگان زنده به خواب همه کس می آیند؟

شوخ چشمان که ندارند حیا در دیده

بی طلب در همه بزمی چو مگس می آیند

اگر از پرده برآیند چنین لاله رخان

صائب از پرده برون اهل هوس می آیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۴۷دانه از سینه خود مرغ نظر می چیند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴۸هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۴۹هرکه خامش شود از حادثه آزاد بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۵۰دل اهل نظر آن به که گرفتار بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵۱تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۵۲عشق لب تشنه بدمستی اظهار بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵۳تا خیال لب لعل تو مرا در سر بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۵۴بنده حسن خداداد شوم همچو کلیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.