پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱۶

حال من از نظر یار نهان می دارند

خبر مرگ ز بیمار نهان می دارند

دردمندان که ز درد دگران داغ شوند

درد خود را ز پرستار نهان می دارند

صبر بر زخم زبان کن اگر از اهل دلی

غنچه را در بغل خار نهان می دارند

دوربینان که ز غمازی راز آگاهند

راز خود از در و دیوار نهان می دارند

چاک چون غنچه شود سینه جمعی آخر

که به دل خرده اسرار نهان می دارند

بی نیازست ز پوشش سر ارباب جنون

سر بی مغز به دستار نهان می دارند

قدردانان بلا از نظر بیدردان

خار را چون گل بی خار نهان می دارند

هیچ کس را خبری نیست ازان موی میان

کافران رشته زنار نهان می دارند

پرده از روی سخن پیش سیه دل مگشا

چهره از آینه تار نهان می دارند

سخت جانان صدف گوهر اسرار دلند

لعل در سینه کهسار نهان می دارند

عشق را ساده دلانی که بپوشند به صبر

شعله در زلف شب تار نهان می دارند

روی مقصود نبینند گروهی صائب

که گل از مرغ گرفتار نهان می دارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۱۸خاک شو تا ز بهارت به گل تر گیرند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۱۹مهر را سوختگان بوتهٔ خاری گیرند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۲۰روشنانی که ز خورشید نظر می گیرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲۱عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۲۲جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲۳ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲۴غافلان رطل گران را به دو دم می نوشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۲۵چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.