پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱۵

گوشه گیران که ز ایام کناری دارند

همچو صیاد کمینگاه شکاری دارند

بوسه آن لب تیغ است و کنار از هستی

عاشقان گر هوس بوس و کناری دارند

نور آیینه به اندازه خاکستر اوست

تیره روزان دل خورشید شعاری دارند

گرچه چون آبله عشاق به ظاهر گرهند

در سراپرده دل طرفه بهاری دارند

نیست ممکن که سرافراز نگردند چو گرد

خاکساران که سر راه سواری دارند

سطحیان غور معانی نتوانند نمود

بیشتر آینه ها نقش و نگاری دارند

چون توانند بتان چشم ز خودسازی بست؟

که ز هر پاره دل آینه داری دارند

نیست ممکن همه شب سیر چراغان نکنند

در جگر، سوخته هایی که شراری دارند

به که در دامن روشنگر عشق آویزند

سینه هایی که ز افلاک غباری دارند

همت از تربت آن قوم طلب کن صائب

که ز سوز دل خود شمع مزاری دارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۱۷بد درونان که به همواری ظاهر سمرند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۱۸خاک شو تا ز بهارت به گل تر گیرند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۱۹مهر را سوختگان بوتهٔ خاری گیرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲۰روشنانی که ز خورشید نظر می گیرند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۲۱عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲۲جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲۳ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۲۴غافلان رطل گران را به دو دم می نوشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.