پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱۸

خاک شو تا ز بهارت به گل تر گیرند

مرده شو تا به سر دست ترا بر گیرند

با فلک کار ندارند سبک پروازان

بیضه مرغان سرایی به ته پر گیرند

دامن افشان ز فلکها بگذر چون مردان

که زنان دامن خود بر سر مجمر گیرند

مطلب سوختگان آینه روشن سازی است

گر درین خاک سیه جای چو اخگر گیرند

آتشی نیست سزاوار سمندر صفتان

مگر از بال و پرافشانی خود در گیرند

باده و خون جگر هر دو به یک کس ندهند

که به یک دست محال است دو ساغر گیرند

تنگ شد میکده، آن رطل گرانسنگ کجاست؟

که تنک حوصلگان جمله ره در گیرند

غرض این است که تیغ تو ز خون پاک کنند

کشتگان تواگر دامن محشر گیرند

گر درین بحر زنی مهر خموشی بر لب

سینه ات را چو صدف زود به گوهر گیرند

نمک سوده شود دیده بیخواب مرا

همچو بادامم اگر چشم به شکر گیرند

عشق چون فاخته بر گردن ما افتاده است

این نه طوقی است که از گردن ما بر گیرند

به تمنای تو دست از دو جهان می شویند

تشنگان تو اگر دامن کوثر گیرند

نیست ممکن که به کس روی دلی بنمایی

همچو آیینه اگر پشت تو در زر گیرند

صائب این آن غزل مولوی روم که گفت

ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۲۰روشنانی که ز خورشید نظر می گیرند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲۱عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۲۲جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲۳ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۲۴غافلان رطل گران را به دو دم می نوشند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲۵چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲۶ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۲۷فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.