پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۲۳

ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشند

از بخیلی به قلم آب ز دریا نوشند

پیش ما تشنه لبان چند مکیدن لب خود؟

خون دل به ز شرابی است که تنها نوشند

نشأه در حوصله شهر شود زندانی

باده آن است که در دامن صحرا نوشند

به سفالین قدح خاک کجا پردازند؟

میکشانی که می از عالم بالا نوشند

گر فتد کاسه خونی به کف سوختگان

لاله سان سر بهم آورده به یک جا نوشند

ما همان مست جنونیم که دنباله روان

جام سرشار ز نقش قدم ما نوشند

عوض آب خضر، نقد دل مخموران

آب سردی است که در پرده شبها نوشند

صائب آن درد نصیبم که شود خون جگر

هر شرابی که به یاد من شیدا نوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۲۵چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲۶ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۲۷فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲۸خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۲۹چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۳۰هر دلی را که محبت صدف راز کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۳۱در صدف چشم محال است گهر باز کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۳۲آتش خشم به یاقوت مدارا چه کند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.