پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۲۲

جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟

بیگناهی گنهی نیست که آسان بخشند

نیست در طینت بیرحم تو چون بخشایش

کاش صبری به من بی سر و سامان بخشند

مورم اما عوض گوشه بی توشه خویش

نپذیرم اگرم ملک سلیمان بخشند

گل بی خار به خار سر دیوار رسد

چون زکات رخ او را به گلستان بخشند

آبرویی که بود چهره یوسف صدفش

حیف باشد که به گوهرنشناسان بخشند

نیست کار در و دیوار عنانداری سیل

کاش دیوانه ما را به بیابان بخشند

چه بهشتی است اگر آینه رویان صائب

تاب نظاره به چشم من حیران بخشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۲۴غافلان رطل گران را به دو دم می نوشند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲۵چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۲۶ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲۷فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۲۸خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲۹چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۳۰هر دلی را که محبت صدف راز کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۳۱در صدف چشم محال است گهر باز کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.