پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱۹

مهر را سوختگان بوتهٔ خاری گیرند

ماه را زنده‌دلان شمع مزاری گیرند

چون گشایند نظر مملکتی بگشایند

باز چون چشم ببندند حصاری گیرند

آسمان‌ها مگر از گردش خود سیر شوند

ورنه عشاق محال است قراری گیرند

مرکز از دایره بیرون نتواند رفتن

عاشقان چون ز غم و درد کناری گیرند؟

آنقدر ریگ روان نیست در این قحط‌آباد

که اسیران تو از داغ شماری گیرند

صائب این آن غزل حافظ شیرین‌ سخن است

که در این خیل، حصاری به سواری گیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۲۱عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲۲جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۲۳ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲۴غافلان رطل گران را به دو دم می نوشند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۲۵چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲۶ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲۷فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۲۸خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.