پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱۳

عشرت روی زمین بی سر و پایان دارند

دخل بی خرج اگر هست گدایان دارند

فارغند از غم دستار و سرانجام لباس

چه حضورست که خورشید قبایان دارند

گرچه چون غنچه نورسته به ظاهر گرهند

در سراپرده دل عقده گشایان دارند

چهره نعمت الوان دو سه روزی سرخ است

دامن عیش ابد لقمه ربایان دارند

سرو از کشمکش باد خزان آزادست

بی کلاهان چه غم از فوطه ربایان دارند؟

بر سر گنج به خون جگر افطار کنند

این چه فقرست که این خواجه نمایان دارند

روزگاری است که ارباب تنعم صائب

چشم رغبت به لب نان گدایان دارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۱۵گوشه گیران که ز ایام کناری دارند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۱۶حال من از نظر یار نهان می دارند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۱۷بد درونان که به همواری ظاهر سمرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۱۸خاک شو تا ز بهارت به گل تر گیرند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۱۹مهر را سوختگان بوتهٔ خاری گیرند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲۰روشنانی که ز خورشید نظر می گیرند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲۱عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۲۲جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.