پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۳

نمی باشد ز بی برگی چراغی خانه ما را

ز چشم جغد باشد روشنی ویرانه ما را

گرانی می کند بر گوشه گیران پرتو منت

نگه دارد خدا از چشم روزن خانه ما را!

در و دیوار نتواند عنان سیل پیچیدن

که منع از کوچه گردی می کند دیوانه ما را؟

ز برق تیشه ما سنگ خارا آب می گردد

که حد دارد گذارد لب به لب پیمانه ما را؟

سپند شوخ ما بار دل مجمر نمی گردد

به خرمن می رساند بی قراری دانه ما را

پر پروانه سازد پرده خواب فراغت را

مده در گوش خود راه آتشین افسانه ما را

به چوب گل دهد تهدید ما ناصح، ازین غافل

که گردد خامه مشق جنون دیوانه ما را

نفس دزدیده، پا در خلوت وحشی خیالان نه

که هست از چشم آهو حلقه در خانه ما را

اگر درد سخن می داشت صائب صید بند ما

ز گوهر چون صدف می کرد آب و دانه ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۵دهن بستن ز آفت‌ها نگهبان است دل‌ها را
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۶زبان برگ بود از ذکر خامش بوستان‌ها را
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷سبک جولان کند شوق سبک‌روحش گران‌ها را
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۸که دارد این چنین سرگشته و بی تاب دریا را؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۹اگر چه گریه سرشار من، تر کرد دریا را
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۰چه پروا از غبار خط مشکین است آن لب را؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۱بزرگانی که مانع می شوند ارباب حاجت را
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۲اگر از اهل ایمانی مهیا باش آفت را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.