پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷

سبک جولان کند شوق سبک‌روحش گران‌ها را

به دنبال افکند منزل درین ره کاروان‌ها را

ز حیرانی خرد شد خشک، تا تردستی صنعش

به دور انداخت بی‌آب آسیای آسمان‌ها را

چنان کز ابر رحمت، ناودان رطب اللسان گردد

ز ذکر حق طراوت می‌شود پیدا زبان‌ها را

نیم از هرزه‌نالان چون جرس در وادی عشقش

ز فریادی به منزل می‌رسانم کاروان‌ها را

ز درد و داغ عشق آن‌ها که می‌گویند با زاهد

ز خامی در تنور سرد می‌بندند نان‌ها را

ز سختی‌های دوران قانعان را نیست پروایی

هما صبح امید خود شمارد استخوان‌ها را

نسیم صبح از تاراج گلزار که می‌آید؟

که مرغان کاسه دریوزه کردند آشیان‌ها را

چنان کز ایستادن صاف گردد آب‌ها صائب

خموشی می‌کند روشن گهر، تیغ زبان‌ها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۹اگر چه گریه سرشار من، تر کرد دریا را
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰چه پروا از غبار خط مشکین است آن لب را؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۱بزرگانی که مانع می شوند ارباب حاجت را
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲اگر از اهل ایمانی مهیا باش آفت را
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۳به دست خود کند بیدادگر بنیاد دولت را
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵مهیا شو دلا در عشق انواع ملامت را
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶ز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.