پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۳

به دست خود کند بیدادگر بنیاد دولت را

ستمگر لشکر بیگانه می سازد رعیت را

دو چندان می شود راه از میان راه خوابیدن

به گورافکن، اگر داری بصیرت، خواب راحت را

ندارد بخیه ای غیر از فشردن بر جگر دندان

اگر بر دل رسد زخمی ز دوران اهل غیرت را

مشو ای شمع از شکر هواداران خود غافل

که کفران سیلی صرصر کند دست حمایت را

سویدای دل آتش نمی شد تخم امیدم

اگر می بود آبی در جگر ابر مروت را

نیندیشد ز درد و غم دل خوش مشرب صائب

نسازد تنگ جوش خلق، صحرای قیامت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵مهیا شو دلا در عشق انواع ملامت را
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۶ز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود را
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۷ندارد در خور من باده ای گردون مینایی
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۸سبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود را
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۹مزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود را
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰ازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود را
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱خوشا روزی که بینم دلبر بگزیده خود را
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲فرو خوردم ز غیرت گریه مستانه خود را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.