پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹

اگرچه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را

همان خرج فغان و ناله می گردد نفس ما را

مکن تکلیف سیر گلستان ما گوشه گیران را

که باغ دلگشایی هست در کنج قفس ما را

فغان کز طالع ناساز، چون گرداب در دریا

ز گردش نیست حاصل غیر مشتی خار و خس ما را

فرو رفتیم عمری گرچه در دریا چو غواصان

نیامد گوهری در کف به جان بی نفس ما را

فغان کز پوچ مغزی چون جرس در وادی امکان

سر آمد عمر در فریاد بی فریادرس ما را

عبث برق فنا بر خرمن ما می زند خود را

که می سازد پریشان آمد و رفت نفس ما را

همین بس حاصل ما در خرابات از تهیدستی

که در هنگام مستی ها نمی گیرد عسس ما را

به تلخی قانعیم از شهد شیرین جهان صائب

نمی سازد شکار خویش این دام مگس ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۱ندارد بحر و کان سرمایه دست و دل ما را
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۲خدایا درپذیر این نعره مستانه ما را
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۳نمی باشد ز بی برگی چراغی خانه ما را
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۴ز بت چون پاک سازد بت شکن بتخانه ما را؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۵دهن بستن ز آفت‌ها نگهبان است دل‌ها را
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۶زبان برگ بود از ذکر خامش بوستان‌ها را
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۷سبک جولان کند شوق سبک‌روحش گران‌ها را
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۸که دارد این چنین سرگشته و بی تاب دریا را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.