پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می‌کند ما را

جوانمردست درد عشق، پیدا می‌کند ما را

ندارد صرفه‌ای آیینه ما را جلا دادن

شود رسوای عالم هر که رسوا می‌کند ما را

تماشای بساط زودسیر عالم امکان

نظر پوشیدنی دارد که بینا می‌کند ما را

اگر روشنگر حیرت به حال ما نپردازد

که دیگر ساده از نقش تمنا می‌کند ما را؟

اگر چون قطره در دریای کثرت راه ما افتد

خیال دور گرد یار، تنها می‌کند ما را

به تلخی قطره ما را ز دریا ابر اگر گیرد

به شیرینی دگر در کار دریا می‌کند ما را

کدامین غبن ازین افزون بود ما بی‌نیازان را؟

که چرخ بی‌بصیرت خرج دنیا می‌کند ما را

ز چشم بد خدا آن چشم میگون را نگه دارد!

که در هر گردشی مست تماشا می‌کند ما را

همین عشقی که روز ما ازو شب شد، اگر خواهد

به داغی آفتاب عالم‌آرا می‌کند ما را

اگر چون شانه از هر چاک، دل راهی کند پیدا

همان زلف سبک‌دستش ز سر وامی‌کند ما را

چنین معلوم شد از گوشمال آسمان صائب

که بهر محفل دیگر مهیا می‌کند ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱ندارد بحر و کان سرمایه دست و دل ما را
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲خدایا درپذیر این نعره مستانه ما را
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۳نمی باشد ز بی برگی چراغی خانه ما را
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۴ز بت چون پاک سازد بت شکن بتخانه ما را؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵دهن بستن ز آفت‌ها نگهبان است دل‌ها را
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶زبان برگ بود از ذکر خامش بوستان‌ها را
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷سبک جولان کند شوق سبک‌روحش گران‌ها را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.