پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴۴

غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد

خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد

زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست

داغ در سینه من چشم تماشا وا کرد

گریه تلخ مرا خنده او شیرین ساخت

شعله آه مرا قامت او رعنا کرد

شعله حسن، جگر سوخته ای می طلبید

عشق در هر دو جهان گشت و مرا پیدا کرد

ببر ای باد صبا مژده به طفلان هوس

که در باغ نوی سبزه خطش وا کرد

برو ای زورق بی ظرف حباب از سر اشک

موج لنگر نتوانست درین دریا کرد

در هواداری آن زلف کم از شانه مباش

که سر خود همه را در سر این سودا کرد

صائب این تازه غزل را ز تو هرکس که شنید

از سویداش به مجموعه دل انشا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۴۶خویش را پیشتر از مرگ خبر باید کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۴۷ای دل از دشمن خاموش حذر باید کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۴۸نوبهارست سرانجام زری باید کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۴۹دل چون آینه را تار نمی باید کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵۰روی آیینه دل تار نمی باید کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵۱خنده چون کبک به آواز نمی باید کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۵۲رو نهان از دل بی کینه نمی باید کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵۳رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.